نمایش همه 2 نتیجهمرتب‌سازی بر اساس جدیدترین

نشان می دهد 9 12 18 24
پرداخت اقساطی ترب‌پیهر قسط تومان 175.000

دغدغه‌های ایران فردا

محدوده قیمت: تومان 700.000 تا تومان 850.000
انتخاب گزینه‌ها این محصول دارای انواع مختلفی می باشد. گزینه ها ممکن است در صفحه محصول انتخاب شوند
پرداخت اقساطی ترب‌پیهر قسط تومان 27.500

سه کتاب

قیمت اصلی تومان 150.000 بود.قیمت فعلی تومان 110.000 است.
انتخاب گزینه‌ها این محصول دارای انواع مختلفی می باشد. گزینه ها ممکن است در صفحه محصول انتخاب شوند

عزت الله سحابی
عزت‌الله سحابی (متولد ۱۹ اردیبهشت[۲]۱۳۰۹، تهران – ۱۰ خرداد ۱۳۹۰، تهران) سیاستمدار، روزنامه‌نگار، اقتصاددان، فعال ملّی مذهبی، رهبر شورای فعالان ملّی مذهبی ایران، عضو شورای انقلاب، عضو شورای ملی صلح، رئیس ستاد بسیج اقتصادی کشور، عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی، نمایندهٔ مردم تهران در اولین مجلس خبرگان قانون اساسی، رئیس سازمان صنایع ملی ایران[۳] و نمایندهٔ تهران در دوره اول مجلس شورای اسلامی، رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو مکتب متاع بود.[۴]

وی فرزند یدالله سحابی از بنیانگذاران نهضت آزادی ایران و پدر هاله سحابی از فعالان حقوق زنان و زندانی سیاسی بود. عزت‌الله سحابی با زری سحابی (زرین دخت عطایی) ازدواج کرد و دارای ۲ فرزند بود. دایی همسر سحابی، مهدی بازرگان بود.[۵][۶][۷] او یکی از زندانیان سیاسی سرشناس ایران بود که بیش از ۱۲ سال از عمر خود را در زندان‌های حکومت پهلوی و ۳ سال را در جمهوری اسلامی سپری کرد و در سال‌های اخیر نیز به دلیل حمایت از جنبش سبز تحت بازجویی قرار گرفت.[۸][۹][۱۰][۱۱]

او مدیر مسئول نشریه ایران فردا بود که پس از دستگیری توسط دادگاه انقلاب و توقیف نشریهٔ ایران فردا به عضویت افتخاری انجمن قلم آمریکا درآمد.[۱۲]

فعالیت سیاسی قبل از انقلاب

عزت‌الله سحابی در کنار همسر و فرزندش
عزت‌الله به دلیل فعالیت‌های سیاسی پدرش یدالله سحابی که از بنیانگذاران نهضت آزادی ایران-در سال ۱۳۴۰-بود، از کودکی با فعالیت‌های سیاسی آشنا شد.

وی در سال‌های ۱۳۳۳، ۱۳۴۲، ۱۳۵۰، ۱۳۶۹، ۱۳۷۵، ۱۳۷۹ و ۱۳۸۹[۱۳] دستگیر شد و در زندانهای مختلفی هم چون اوین، قزل‌قلعه و قصر زندانی بود.

سحابی دانش‌آموخته رشتهٔ مهندسی مکانیک دانشکده فنی دانشگاه تهران بود. او در سال‌های ۱۳۲۷ و ۱۳۲۸ در مجله «فروغ علم» و در سال‌های ۱۳۳۱ و ۱۳۳۲ در مجله «گنج شایگان» به عنوان سردبیر این نشریات فعالیت می‌کرد.[۱۴]

زندان سال ۱۳۴۲
با وقوع کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سحابی در کمیته دانشگاه «نهضت مقاومت ملی» فعال شد. او مسئولیت توزیع نشریات نهضت، از جمله اعلامیه‌ها و روزنامهٔ «راه مصدق» را برعهده داشت. سحابی در تیرماه ۱۳۳۳ پس از توقیف چاپخانه روزنامهٔ «راه مصدق» دستگیر شد و در بازجویی‌ها مسئولیت تهیه و تنظیم و انتشار و توزیع روزنامه را به تنهایی بر عهده گرفت. پس از آزادی از زندان، بار دیگر فعالیت‌های خود را در نهضت مقاومت ملی و در کمیته انتشارات و تبلیغات آن-به ریاست مهدی بازرگان-پی گرفت. فعالیت‌های او، بار دیگر منجر به دستگیری وی شد و سحابی باز هم مسئولیت انتشار روزنامه را پذیرفت.

او در پس از خرداد سال ۱۳۴۲ با حکم شش ساله راهی زندان شد.[۱۵]

زندان سال ۱۳۵۰
در آخرین مورد پیش از انقلاب سحابی در سال ۱۳۵۰ به ۱۵ سال حبس محکوم شد و تا ماه‌های آخر حیات حکومت پهلوی در زندان عادل آباد شیراز زندانی بود.[۱۶]

فعالیت سیاسی پس از انقلاب

عزت‌الله سحابی در کنار ابوالحسن بنی صدر و مهدی بازرگان پس از پایان سخنرانی بنی‌صدر در مجلس شورای ملی
سحابی عضو شورای انقلاب، رئیس سازمان برنامه و بودجه دولت مهدی بازرگان، نماینده مجلس خبرگان قانون اساسی، نمایندهٔ تهران در دوره اول مجلس شورای اسلامی، و دبیر هیئت اجرایی نهضت آزادی ایران بود.[۱۷] سحابی سال‌ها زندان هر دو حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی را تجربه کرده‌بود.

در سال ۱۳۵۸، خمینی، به پیشنهاد دولت موقت و با تصویب شورای انقلاب در مورد هیئت وزیران، سحابی را به‌عنوان وزیر مشاور و سرپرست سازمان برنامه و بودجه منصوب کرد. پس از استعفای دولت موقت نیز، با پیشنهاد شورای انقلاب، وی مجدداً به همین سمت گماشته شد.[۱۸][۱۹]

در زمان حضورش در شورای انقلاب، سحابی از موافقان طرح مصادره اموال پنجاه و سه نفر از صنعت‎‎گران و کارآفرینان، قانون حفاظت و توسعه صنایع ایران، بود. نظر عزت‌الله سحابی در مورد مصادره‌ها اینگونه بود: «اتهام بزرگ همه صنعتگران این بود که پای امپریالیسم را به کشور باز کرده بودند.»[۲۰][۲۱][۱۸]

در سال ۱۳۵۹، وی مسئولیت تأسیس بسیج اقتصادی، ریاست کمیسیون برنامه مجلس، و عضویت در هیئت پنج‌نفره قانون حفاظت از صنایع را بر عهده گرفت.[۲۲]

مخالفت با گنجانده شدن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی
در مجلس خبرگان قانون اساسی در بین مخالفان غیر روحانی سحابی به اتفاق مقدم‌مراغه ای و ابوالحسن بنی صدر و علی گلزاده غفوری و سید احمد نوربخش از بین روحانیون آیت الله محمود طالقانی، مرتضی حائری یزدی فرزند بنیان‌گذار حوزه علمیه قم و آیت الله مکارم شیرازی از جمله کسانی بودند که به ولایت فقیه رأی منفی دادند.[۲۳][۲۴]

عزت‌الله سحابی، نماینده استان تهران با تشریح دیدگاه رهبران مذهبی مشروطه مبنی بر مشروعیت آرای اکثریت و حکومتی که در عصر غیبت بر این اساس مبتنی می‌شود و نظارت بیرونی را جایگزین نظارت درونی (عصمت) می‌کند، اظهار می‌دارد که پیش‌نویس بر اساس این دیدگاه تنظیم شده‌است و اساس ولایت فقیه مربوط به مقام استنباط حکم است، نه مقام اجرا.[۲۵]

او در بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۸ که ولایت مطلقه فقیه به قانون اساسی افزوده شد، نیز به ولایت مطلقه فقیه رای منفی داد.[۲۴]

تأسیس مجله ایران فردا
او در سال ۱۳۷۰ مجله ایران فردا را منتشر کرد که به روزگار خود از حرفه‌ای‌ترین و بانفوذترین نشریات ایران بود. ایران فردا در سال ۱۳۷۹ توقیف شد و از دهم خرداد ۱۳۹۳ با رفع توقیف و با هیئت تحریریهٔ جدید، انتشارش از سر گرفته شد.[۲۶]

جدایی از نهضت آزادی و تأسیس گروه ملی مذهبی
وی در ابتدا از اعضای نهضت آزادی ایران بود، ولی پس از انقلاب، در پی اختلاف در مورد مواضع اقتصادی و سیاسی با نهضت آزادی ایران، به همراه ۱۲ تن دیگر از جمله محمد بسته نگار، محمدعلی رجایی و محمدمهدی جعفری از نهضت آزادی جدا شد. او بعدها گروه فعالان ملی مذهبی را تشکیل داد.[۱۶] سحابی تا زمان مرگش ریاست گروه ملی مذهبی را عهده‌دار بود. وی هم چنین از حامیان جنبش سبز و شرکت کنندگان در کنفرانس برلین بود.

در دوران بازداشت نامه‌ای از وی به بیرون از زندان انتقال یافت که خطاب به مقامات قضایی ایران خواستار مرگ خود شده بود. این نامه در داخل ایران بازتاب فراوانی داشت و مورد توجه رسانه‌های بین‌المللی قرار گرفت.[۲۷][۲۸][۲۹]

زندان در سال ۱۳۶۹
در سال ۱۳۶۹ اقدام به تهیه و انتشار نامه‌ای خطاب به علی اکبر هاشمی رفسنجانی نمود که به نامه ۹۰ امضایی مشهور شد. برخی از کسانی که این نامه را امضا کرده بودند در مدت کوتاهی مجبور به پس گرفتن امضای خود شدند و سپس ۲۳ نفر از امضا کنندگان نامه دستگیر شدند که ابوالفضل بازرگان، ابراهیم یزدی و عزت‌الله سحابی جزو آن‌ها بودند. کتاب در میهمانی حاج آقا بخشی از فشارهای جسمی و روحی این دوران را نقل کرده‌است. در این دوره عزت‌الله سحابی در سال ۱۳۶۹ و در زمان مسئولیت سعید امامی، معاون بانفوذ علی فلاحیان وزیر وقت اطلاعات به مدت چند ماه تحت بازجویی‌های سنگین برای «اعتراف کردن» علیه خود و همفکرانش قرار گرفت.[۱۳]

سحابی در این مورد گفت: «ما به آقای هاشمی نامه اعتراضی نوشتیم. اعتراض ما به آقای هاشمی این بود که اولاً اوضاع اقتصادی کشور بسیار خراب است. فقر و اختلاف طبقاتی بسیار فاحش است. دوم اینکه وضع سیاست خارجی ما به گونه‌ای است که ما در انزوای کامل قرار گرفته‌ایم و همهٔ دنیا با ما مخالف هستند. در رابطه با این نامه، ۲۳ نفر را بازداشت کردند که یکی از آن‌ها من بودم… بعد از دستگیری‌ها، در کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، چند تن از نمایندگانی که مرا می‌شناختند، به آقای هاشمی اعتراض کردند که چرا عزت‌الله سحابی را گرفتی؟ آقای هاشمی پاسخ داده بود: رویش زیاد شده بود، می‌خواستیم رویش را کم کنیم.»[۳۰]

اعترافات تلویزیونی سال ۱۳۶۹ سحابی در سال ۱۳۷۵ به همراه اعترافات علی‌اکبر سعیدی سیرجانی و غلامحسین میرزاصالح، که پس از ماه‌ها شکنجه و زندان انفرادی اخذ شده بود، در برنامه‌ای به نام برنامه هویت از تلویزیون پخش شد که در آن به جرم جاسوسی علیه خود و یارانش معترف گردید.[۱۶][۳۱][نیازمند منبع]

سحابی در سال ۱۳۷۶ به درخواست یدالله سحابی به همراه ابراهیم یزدی و علی‌اکبر معین‌فر و حبیب‌الله پیمان نامزد انتخابات ریاست جمهوری شدند که توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شدند.[۳۱]

زندان در سال ۱۳۷۹

عزت‌الله سحابی در منزلش در تهران، سال ۱۳۸۴
سحابی در آذر ۱۳۷۹ به جرم شرکت در کنفرانس برلین توسط قاضی مقدس، به ۶ سال زندان محکوم شد و پس از آن مجدداً در اسفند سال ۱۳۷۹ به همراه حدود ۴۰ نفر از دیگر فعالان ملی-مذهبی در جلسه شورای فعالان ملی مذهبی، به حکم قاضی حداد و توسط اطلاعات سپاه به جرم براندازی نظام جمهوری اسلامی بازداشت شد و مدت‌ها تحت شکنجه روانی قرار گرفت[نیازمند منبع] و به ۱۱ سال زندان محکوم شد و بعد از سپری کردن نزدیک به ۲ سال حبس، با وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی از زندان خارج شد. او خود این دورهٔ زندان از زندان‌های ۱۵ سالهٔ خود را سخت‌ترین دوره دانسته‌است.[۱۳] یدالله سحابی پدر عزت‌الله سحابی نیز در سال ۱۳۷۹ در اعتراض به زندانی شدن عزت‌الله سحابی و اعضای نهضت آزادی در مقابل مجلس تحصن کرد که با وساطت مهدی کروبی به تحصن خود پایان داد.[۳۲]

عزت‌الله سحابی در مصاحبه با دو ماهنامه چشم‌انداز ایران گفت که به دعوت دفتر تحکیم وحدت پس از حمله به کوی دانشگاه تهران در ۱۸ تیر ۱۳۷۹ به کوی دانشگاه رفت و در آنجا سخن رانی کرد:

شب‌ها جلوی دانشگاه شلوغ بود. بالاخره دانشجویان دفتر تحکیم وحدت از من خواستند که برای دانشجویان صحبت کنم شاید آنان به حرف من گوش کنند… من به پشت تریبون رفتم و به مدت ۴۵ دقیقه درآنجا صحبت کردم. درصحبتم حادثه کوی دانشگاه تهران را درقیاس با حادثه ۱۶ آذر سال ۳۲ بسیار تهاجمی تر و بیرحمانه تر ذکر کردم. درآن جا تأکید کردم که دانشجویان متوجه باشند که برایشان طرحی ریخته شده تا به خیابان‌ها بیایند و آن‌ها نیز دانشجویان را سرکوب کنند. نهضت دانشجویی درآن زمان داغ بود و گفتم که می‌خواهند جنبش را ادب کنند. در نهایت نیز اعلام کردم که به مصلحت نیست وارد خیابان بشوید، بهتر آن است که به تحصن خود در دانشگاه ادامه بدهید و طی تحصن خواستار تعقیب فرماندهانی که عملیات کوی را برعهده داشتند بشوید.[۳۳]

همزمان با واقعه ۱۸ تیر سفارت آمریکا در دبی با وی تماس گرفته تا در سرنگون کردن نظام جمهوری اسلامی از دیدگاه‌های وی استفاده کرده و در آینده کشور به عنوان یکی از رهبران مطرح شود، او می‌گوید با وجود اختلاف نظر با مقامات ایران در برابر دخالت بیگانه مانند یک سرباز از کشورش دفاع می‌کند.[۳۴]

اما او در سال ۱۳۷۹ پس از شرکت در کنفرانس برلین دستگیر شد و حضور وی در کوی دانشگاه تهران پس از حمله به آن نیز مورد توجه سعید مرتضوی و دستگاه‌های امنیتی قرار گرفت. او دربارهٔ دوران بازداشت چندین ماهه‌اش می‌گوید:

در اواخر آذر ۱۳۷۹ مرا دستگیر کردند. البته من به دنبال کنفرانس برلین یک بار دیگر هم بازداشت شدم. دو ماهی درآن زمان درزندان بودم ودرآمدم. در پاییز سال ۷۹ محاکمه شدم و قاضی مقدس مرا به ۶ سال حبس محکوم کرد. ۵ سال و شش ماه برای جریانی که هدفش براندازی جمهوری اسلامی ایران بوده‌است. بعد از این ماجرا به مناسبت ۱۶ آذر من را به دانشگاه امیرکبیر دعوت کردند. من آن جا صحبت کردم که بلافاصله بعد از آن صحبت‌ها شاید ۱۸ یا ۱۹ آذر بود که به دادگاه انقلاب احضار شدم… درزندان انفرادی بازجویی‌هایی آغاز شد که تا آن موقع سابقه نداشت. درجریان مسایل کنفرانس برلین بنده توسط قاضی مرتضوی بازجویی شده بودم ولی رفتار این‌گونه نبود، محترمانه بود، دربازجویی‌های جدید توهین وتهمت امثال این‌ها شدید بود. در این بازداشت که از اواخر آذر ۱۳۷۹ شروع شد من به مدت شش ماه درزندان انفرادی بودم آن هم به صورت چشم بسته و اصلاً نمی‌دانستم کجا هستم. من خیلی به زندان افتاده‌ام، اما بازجویی که آن بار شد حتی قبل از انقلاب و بعد از آن هم از من این‌گونه بازجویی نشده بود. رفتارهایی با من انجام شد که بعدها که آزاد شدم درمجله آفتاب خواندم تحت عنوان شکنجه سفید به تازگی در زندان‌های جمهوری اسلامی مرسوم شده‌است. شکنجه سپید شکنجه‌ای است که زندانی را نمی‌زنند، بلکه با تلقین مداوم و توهین به همراه تهمت‌های خیلی سنگین که به هیچ وجه به آدم نمی‌چسبد، روحیه زندانی را می‌شکنند تا بتوانند به این ترتیب در زندانی نفوذ و شخصیت او را عوض کنند. این رفتار با من در زندان انجام شد. به گونه‌ای بود که از بعدازظهر به بازجویی می‌رفتم و تا فردا صبح این بازجویی ادامه داشت و نماز صبح را در مکان بازجویی می‌خواندم. ۱۸ ساعت مداوم از من بازجویی می‌شد. وروزبعد این روند به همین صورت ادامه داشت.

علی‌اکبر ناطق‌نوری نیز در خاطرات خود نوشت که خواستار اعدام سحابی بوده‌است.[۳۵]

منابع مختلف از او با نام اپوزیسیون یاد می‌کنند.[۳۶][۳۷] با این حال در سال ۱۳۸۷ سحابی در پاسخ خبرنگاری که از او پرسید شما اپوزیسیون هستید یا پوزیسیون؟ گفت: «ما تکلیف‌مان را با نظام و اصل جمهوری اسلامی مشخص کرده‌ایم و بارها گفته‌ایم که به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران وفاداریم. من برانداز نظام نیستم نه به دلیل اینکه در نظام هیچ اشکالی نمی‌بینم بلکه به این خاطر که اندک فتوری در اقتدار حکومتی ایران باعث آشوب و بلوا از اطراف و اکناف می‌شود… فروپاشی یا تضعیف حکومت مرکزی مساوی است با فروپاشی ایران.»[۳۸] وی همچنین در سال ۱۳۸۸ در بیانیه‌ای خطاب به ایرانیان خارج از کشور از سوق یافتن حرکت مدنی و مسالمت‌آمیز معترضان ایرانی به سوی خشونت ابراز نگرانی کرده و چنین گرایشی را به نفع حکومت و به زیان معترضان دانسته‌است. او شبیه‌سازی شرایط امروز ایران با شرایط سال ۱۳۵۷ را رد کرد و گفت: «انقلاب در ایران فعلی، نه شدنی است و نه درست.»[۳۹]

حکم زندان در سال ۱۳۸۹
سحابی در فروردین ماه ۱۳۸۹، در نامه سرگشاده‌ای ضمن انتقاد شدید از نحوه رفتار با زندانیان زن و مرد در دوره بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم ایران، از خدا خواست که یا اوضاع کشور را دگرگون کند یا مرگ او را برساند.

عزت‌الله سحابی در زمستان سال ۱۳۸۹ در سن ۸۰ سالگی و تنها چند ماه قبل از پایان عمرش، به اتهام «تبلیغ علیه نظام از طریق حضور مکرر در تجمعات غیرقانونی و اخلال در نظم عمومی» به دو سال حبس محکوم شد.[۱۳]

دختر او هاله سحابی از فعالان زنان و عضو مادران صلح ایران نیز پس از اعتراضها به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم ایران در سال ۱۳۸۸ از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق حضور مکرر در تجمعات غیرقانونی و اخلال در نظم عمومی به ۲ سال حبس محکوم شد.[۴۰][۴۱][۴۲][۴۳] هاله سحابی در مراسم تشییع جنازه عزت‌الله سحابی، در اثر درگیری با نیروهای امنیتی کشته شد.[۴۴]

تألیفات
سحابی در دوران فعالیت سیاسی خود که به ۶ دهه می‌رسد ده‌ها مقاله و کتاب از جمله کتاب «ناگفته‌های انقلاب و مباحث بنیادی ملی» را منتشر ساخت.

در سال ۱۳۸۸ جلد اول کتاب خاطرات وی با عنوان «نیم قرن خاطره و تجربه» نیز منشتر گردید که خاطرات فعالیت سیاسی وی را تا سال انقلاب در بر می‌گیرد این کتاب توسط نشر فرهنگ صبا منتشر شد.[۱۱][۴۵] جلد دوم خاطرات عزت‌الله سحابی در سال ۱۳۹۲ توسط انتشارات خاوران در خارج از ایران (فرانسه – پاریس) به نشر رسید.

درگذشت
عزت‌الله سحابی در بامداد روز سه‌شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۰ در بیمارستان مدرس تهران و پس از ۶۰ سال فعالیت سیاسی درگذشت. در بیانیه‌ای که شورای فعالان ملی مذهبی ایران منتشر ساخت آمده‌است که وی در آخرین لحظات هوشیاری می‌گفت:

زندگی مردم سخت شده‌است. خدا می‌داند که من چقدر برای ایران نگرانم! من دارم می‌میرم و کاری برای ایران نکردم.[۴۶]

او هنگام مرگ ۸۱ سال داشت.

با تجمع حدود ۱۰۰ نفر از نزدیکان خانوادگی سحابی در منزل وی در لواسان، نیروهای امنیتی و گارد ویژه حضور پیدا کردند که در محدوده منزل وی جو امنیتی ایجاد شد.[۴۷]

تشییع

عزت‌الله سحابی در جوار دخترش
مقالهٔ اصلی: تشییع جنازه عزت‌الله سحابی
مراسم تشییع وی در روز ۱۱ خرداد با حضور فعالان سیاسی نظیر هاله سحابی، احمد منتظری، عبدالله نوری، حبیب‌الله پیمان، هاشم صباغیان و سید محمود دعایی در لواسان (محل سکونت وی) و در فضایی امنیتی برگزار گشت.[۴۸][۴۹]

در این مراسم، هاله سحابی که برای تشییع جنازه پدرش، عزت‌الله سحابی به محل قبرستان رفته‌بود، در پی درگیری با نیروهای امنیتی و پس از ضرب وشتم در ناحیه ریه و شکم، دچار «سکته قلبی» شده و کشته شد. در این راستا منصور سحابی، برادر عزت‌الله سحابی در گفتگوی کوتاهی اعلام کرد ایست قلبی او ناشی از ضرباتی است که به شکم و ریه او وارد شده‌است و به دست نیروهای امنیتی کشته شده‌است.[۴۴][۵۰][۵۱] احمد منتظری در واکنش به کشته شدن هاله سحابی گفت: مرگ هاله سحابی بر اثر خشونت و ضربه مأموران بود؛ مقامات نظام باید فوراً رسیدگی کنند.[۵۲][۵۳] محمد معتقد لاریجانی، فرماندار شمیرانات؛ فرمانده نیروهای لباس شخصی در مراسم تشییع جنازه عزت‌الله سحابی بود. او پیش از این فرمانده حملات به منزل مهدی کروبی بود.[۵۴][۵۵][۵۶] حامد منتظری، نوه آیت الله منتظری و پسر احمد منتظری نیز در مراسم تشییع پیکر عزت‌الله سحابی، بازداشت شد.[۵۷] دوازده نفر در این مراسم بازداشت شدند.[۵۸] در این مراسم درگیری‌هایی بین مأموران امنیتی و حامد سحابی پسر عزت‌الله سحابی رخ داد و از اقامه نماز میت توسط احمد منتظری جلوگیری شد.[۵۹] هاشم صباغیان از اعضای نهضت آزادی نیز تحت تأثیر وضعیت پیش آمده دچار فشار قلبی و تهوع شده و به بیمارستان منتقل شد.[۶۰] هم چنین پیکر هاله سحابی فرزند عزت‌الله سحابی، برای دفن شبانه به لواسان منتقل شد.[۶۱][۶۲]

واکنش‌ها
احمد منتظری فرزند حسینعلی منتظری با انتشار پیام تسلیتی گفت:
حسرت و اندوه برای کسانی است که به آن عزیز ظلم کرده و او را از آزادی، که حق طبیعی هر انسانی است، محروم کردند و شکنجه‌اش نمودند. آنان اگر از اعمالشان توبه نکرده و رضایتش را تحصیل نکرده باشند، در دنیا و آخرت باید پاسخگو باشند.[۶۳]

اسدالله بیات زنجانی از مراجع تقلید، جبهه مشارکت، مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، آیت الله صانعی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، خانواده علی شریعتی، دفتر تحکیم وحدت (اکثریت)[۶۳] و علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی با انتشار بیانیه‌هایی درگذشت وی را تسلیت گفتند.[۶۴][۶۵][۶۶][۶۷][۶۸][۶۹][۷۰]
محمد نوری‌زاد نیز در پیامی در صفحه فیس‌بوک خود نوشت: «این روزها چه بد است که عزت‌الله سحابی، بی سرو صدا، رخت از این دنیا بر می‌بندد، تا دنیا را، با همه وسعتش، برای ما باقی گذارد.[۷۱]
شورای فعالان ملی-مذهبی با انتشار بیانیه‌ای عزت‌الله سحابی را نماد شصت سال مبارزه و تلاش بی‌وقفه برای آزادی، دموکراسی، عدالت و پیشرفت ایران دانست.[۶۳]
شورای هماهنگی راه سبز امید نیز با انتشار پیام تسلیت اعلام کرد همه را به حضور در مراسم بزرگداشت او و پیروی از شیوهٔ سیاست‌ورزی اخلاقی عزت‌الله سحابی دعوت می‌کند.[۶۳]
شیرین عبادی نیز در پیامی در گذشت سحابی را تسلیت گفت. در قسمتی از این پیام آمده‌است: درگذشت سحابی، ضایعه‌ای برای کسانی است که به فردای ایران می‌اندیشند.[۷۲]
محمد خاتمی نیز در پیامی درگذشت عزت‌الله سحابی را تسلیت گفت.[۷۳]
سوابق شغلی
عضو شورای انقلاب
نماینده دور اول مجلس شورای اسلامی
نماینده دور اول مجلس خبرگان قانون اساسی
رئیس سازمان برنامه و بودجه
عضو شورای ملی صلح
رئیس سازمان صنایع ملی ایران[۳]
ریاست ستاد بسیج اقتصادی کشور[۷۴]
عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی
مدیر عامل شرکت تست[۷۵]
مدیریت کارخانه صافیاد[۷۶]
مدیریت شرکت شرکت سهامی انتشار[۷۶]
مدیریت کارخانه‌های سنگ معدن[۷۶]
رهبر گروه فعالان ملی مذهبی
دبیر هیئت اجرایی نهضت آزادی ایران
سردبیر و مدیر مسئول نشریات راه مصدق، گنج شایگان، فروغ علم و ایران فردا
عزت‌الله سحابی (متولد ۱۹ اردیبهشت[۱۳۰۹، تهران – ۱۰ خرداد ۱۳۹۰، تهران) سیاستمدار ، روزنامه‌نگار، اقتصاددان، فعال ملّی مذهبی، رهبر شورای فعالان ملّی مذهبی ایران، عضو شورای انقلاب، عضو شورای ملی صلح، رئیس ستاد بسیج اقتصادی کشور، عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی، نمایندهٔ مردم تهران در اولین مجلس خبرگان قانون اساسی، رئیس سازمان صنایع ملی ایران و نمایندهٔ تهران در دوره اول مجلس شورای اسلامی ، رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو مکتب متاع بود
درش یدالله سحابی، از بنیان‌گذاران نهضت آزادی و دخترش هاله بود؛ فعال مدنی و فعال حقوق زنان و از چهره‌های ملی‌مذهبی که یک روز بعد از خاکسپاری پدرش جان باخت؛ بنابراین «سحابی» یادآور خانواده‌ای است که همه‌شان راه و رسم سیاست را خوب می‌دانستند که عزت‌الله یکی از آنها بود؛ اویی که در دهم خرداد ۱۳۹۰ در بیمارستان مدرس تهران درگذشت.

عزت‌الله سحابی فارغ‌التحصیل رشته مکانیک دانشکده فنی دانشگاه تهران بود و در سال‌های ۲۷ و ۲۸ در مجله فروغ علم و در سال‌های ۳۱ و ۳۲ در مجله گنج شایگان به عنوان سردبیر فعالیت می‌کرد.

او در کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ و وقتی که ۲۳ سالش بود به عضویت کمیته نهضت مقاومت ملی در دانشگاه درآمد و مسئولیت توزیع نشریات نهضت از جمله اعلامیه‌ها و روزنامه راه مصدق را برعهده داشت. سحابی در تیرماه ۳۳ پس از توقیف چاپخانه روزنامه راه مصدق دستگیر شد و در بازجویی‌ها مسئولیت تهیه و تنظیم و انتشار و توزیع روزنامه را به تنهایی بر عهده گرفت. پس از آزادی از زندان، بار دیگر فعالیت‌های خود را در نهضت مقاومت ملی و در کمیته انتشارات و تبلیغات آن به ریاست مهدی بازرگان پی گرفت. فعالیت‌های این دوره‌اش باعث شد تا بار دیگر دستگیر شود.
سحابی در سی‌سالگی، چنان‌که در خاطراتش نیز توضیح داده، وارد دوران فضای باز سیاسی‌ای شد که در ایران از سال ۳۹ و به دنبال روی کار آمدن کندی، رئیس‌جمهور جدید آمریکا، ایجاد شده بود. در این دوران با به نخست‌وزیری رسیدنِ علی امینی، فضای سیاسی برای فعالیت‌های مسالمت‌آمیز نیروهای ملی باز شده بود. در همین مقطع است که مهدی بازرگان، سید محمود طالقانی، یدالله سحابی اقدام به تأسیس نهضت آزادی ایران می‌کنند؛ گروهی ملی و دین‌مدار که سعی می‌کرد ادامه دهنده راه محمد مصدق باشد البته با اضافه‌کردن عنصر دین در مسیر مبارزاتی. تشکیل نهضت آزادی در شرایطی رخ داد که فعالیت جبهه ملی بعد از ۲۸‌مرداد سال ۳۲ غیرقانونی اعلام شده بود و جبهه ملی دوم نیز در محدودیت‌های بسیاری قرار داشت؛ هرچند اختلاف نظرهایی هم نیروی آن با یکدیگر داشتند. در همین زمان است که عزت‌الله سحابی در کنار پدرش فعالیت سیاسی را جدی‌تر از گذشته پیگیری می‌کند. در دولت امینی عزت‌الله سحابی به عنوان کارشناس فنی برای رسیدگی و حسابرسی به موارد فساد مالی در پرونده‌های پیمانکاری انتخاب شد و در نهادهای مختلفی همچون شهرداری و مجلس سنا، مشغول بازرسی و حسابرسی دولت شد.

نهضت آزادی با طرح اصلاحات ارضی که شعار امینی و دولتش بود به مخالفت برخاست و در سوم بهمن ۴۱ اعلامیه‌ای در اعتراض به انقلاب سفید منتشر کرد که با واکنش تند حکومت مواجه شد و باعث دستگیری سران و عده‌ای از فعالان نهضت از جمله طالقانی، یازرگان و یدالله سحابی شد. دو ماه بعد گروه دیگری از اعضای نهضت آزادی از جمله عزت‌الله سحابی نیز به جمله بازداشتی‌های نهضت پیوستند. به دنبال بازداشت این افراد، محاکمه آنان در سال‌های ۴۲ و ۴۳ به اتهام اقدام برضد امنیت کشور، ضدیت با سلطنت مشروطه و اهانت به مقام شامخ سلطنت در دادگاه نظامی برگزار شد. دادگاه در روز شانزدهم دی‌ماه ۴۲ پس از ۳۱ جلسه محاکمه، رأی به محکومیت متهمان داد. بر اساس این حکم طالقانی و بازرگان به ۱۰ سال حبس و یدالله سحابی، عباس شیبانی و احمد علی‌بابایی به شش سال زندان و پرویز عدالت‌منش به یک‌سال حبس محکوم شدند. عزت‌الله سحابی، ابوالفضل حکیمی و محمدمهدی جعفری هم هر کدام چهار سال حبس گرفتند و روانه زندان قصر شدند. سحابی دو سال بعد به دلیل شرکت در اعتصاب غذا در زندان تبعید و به زندان برازجان منتقل شد.

اردیبهشت ۴۶ بود که سحابی بعد از گذراندن دوران حبسش آزاد شد. او در این دوره بعد از آزادی از زندان بیشتر به خانواده پرداخت؛ چرا که فعالیت‌های نهضت عملا متوقف شده بود و جز جلساتی که دو هفته یک‌بار در بیرون از شهر برگزار می‌شد، فعالیت دیگری انجام نمی‌شد. سحابی یکی از اولین افرادی بود که از تشکیل سازمان مجاهدین خلق مطلع شد. محمد حنیف‌نژاد و سعید محسن از اعضای شاخه دانشجویی نهضت بودند که تشکیل این سازمان چریکی را به اطلاع بازرگان، طالقانی، یدالله سحابی و عزت‌الله سحابی رساندند. در این دوره محمد حنیف‌نژاد اصرار زیادی داشت که عزت‌الله سحابی ارتباط خود را با سازمان بیشتر کند و سحابی نیز تلاش می‌کرد تا با تغییر سبک زندگی خود برای پیوستن به چریک‌های مسلمان آماده شود. سحابی می‌گفت: «مرحوم محمد مکررا به من اصرار می‌کرد که هرچه زود‌تر خودت را از کارخانه صافیاد آزاد کن، چرا که کارهای زیادی است که باید انجام شود».

در این شرایط بود که اول شهریور سال ۵۰ ساواک به خانه‌های تیمی و اعضای سازمان حمله کرد. در همین دوره بود که سحابی به همراه هاشمی رفسنجانی و طاهر احمدزاده نامه‌هایی خطاب به بنیان‌گذار انقلاب و دیگر مبارزان خارج از کشور نوشتند و از آنان خواستند در برابر بازداشت گسترده اعضای مجاهدین موضع‌گیری کنند. این نامه‌ها را به یکی از دوستان سحابی سپرده شد تا بعد از خروج از کشور آن‌ها را به مقصد برساند اما بسته نامه‌ها در فرودگاه لو رفت و دوست سحابی و سپس خود او بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند. همزمان هاشمی رفسنجانی نیز دستگیر شد. سحابی تا دی‌ماه‌‌‌ همان سال در اوین ماند و سپس به قزل‌قلعه منتقل شد. خردادماه ۵۱ بود که عزت‌الله سحابی که به ۱۱ سال زندان محکوم شده بود، به همراه ۹ نفر دیگر از زندانیان مجاهدین به زندان شماره چهار قصر منتقل شد. این شرایط اما باقی نماند چرا که در آبان‌ماه ۵۱، ساواک و پلیس شاه برای فاصله انداختن میان مرکزیت و بدنه مجاهدین و زندانیان جدید و قدیم گروهی از آنها را به زندان عادل‌آباد شیراز تبعید کردند که عزت‌الله سحابی نیز در میان آن‌ها بود. دوران زندان در شیراز حدود شش سال طول کشید یعنی تا اواخر مهر ۵۷ که سحابی به تهران بازگردانده شد و با پیروزی انقلاب از زندان آزاد شد.

او پس از انقلاب رئیس سازمان برنامه و بودجه دولت مهدی بازرگان و در ادامه نماینده مجلس خبرگان، نماینده تهران در دوره اول مجلس شورای اسلامی شد. سحابی در سال ۵۹ مسئولیت تأسیس بسیج اقتصادی، ریاست کمیسیون برنامه مجلس، و عضویت در هیئت پنج‌نفره قانون حفاظت از صنایع را بر عهده گرفت.
سحابی در سال ۷۰ بار دیگر وارد عرصه مطبوعات شد و مجله ایران فردا را منتشر کرد که به نوعی بازنمای اندیشه‌ نیروهای ملی مذهبی بود. گفتنی است مجله ایران فردا که در دوران فعالیت سحابی چه بعد از او بارها توقیف شد. او در دوران بعد از انقلاب هم‌ عضو نهضت آزادی بود اما به دلیل بروز اختلافاتی نسبت به مواضع اقتصادی نهضت همراه با ۱۲ تن از نیروهای نهضت از این مجموعه جدا شد و گروه فعالان ملی‌مذهبی را شکل داد.

سحابی یکی از امضاکنندگان‌ نامه به اکبر هاشمی رفسنجانی در سال ۶۹‌ بود، نامه‌ای که معروف به نامه امضایی شد. برخی از امضاکنندگان، امضای خود را پس گرفتند اما سحابی، بازرگان، توسلی یزدی، عزت‌الله سحابی و برخی دیگر که امضا را پس نگرفته بودند بازداشت شدند. سحابی درباره این نامه می‌گفت: «ما به آقای هاشمی نامه اعتراضی نوشتیم. اعتراض ما به آقای هاشمی این بود که اولا اوضاع اقتصادی کشور بسیار خراب است. فقر و اختلاف طبقاتی بسیار فاحش است. دوم اینکه وضع سیاست خارجی ما به گونه‌ای است که ما در انزوای کامل قرار گرفته‌ایم و همه دنیا با ما مخالف هستند. در رابطه با این نامه، ۲۳ نفر را بازداشت کردند که یکی از آن‌ها من بودم… بعد از دستگیری‌ها، در کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، چند تن از نمایندگانی که من را می‌شناختند، به آقای هاشمی اعتراض کردند که چرا عزت‌الله سحابی را گرفتی؟ آقای هاشمی پاسخ داده بود: رویش زیاد شده بود، می‌خواستیم رویش را کم کنیم».

سحابی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۷۶ هم نامزد شد که البته رد صلاحیت شد. سحابی یک بار دیگر هم در سال ۸۹ و متعاقب رخدادهای بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ دستگیر شد. او سرانجام در بامداد دهم خرداد سال ۹۰ در 81 سالگی درگذشت. آن‌طور که می‌گویند او در آخرین لحظات هوشیاری‌اش پیش از مرگ، گفته بود: «زندگی مردم سخت شده‌است. خدا می‌داند که من چقدر برای ایران نگرانم. من دارم می‌میرم و کاری برای ایران نکردم».

در مراسم تشییع او بسیاری از نیروهای ملی مذهبی و فعالان سیاسی از حمله احمد منتظری، عبدالله نوری، حبیب‌الله پیمان، هاشم صباغیان، سید محمود دعایی و حضور یافتند؛ البته در فضایی امنیتی.

ابراهیم یزدی پس از فوت سحابی، او را اینگونه روایت کرد: «ما امروز سوگمندانه به یاد یار از دست رفته خود نشسته‌ایم. او با شرف و افتخار زندگی کرد و با عزت و سربلندی به دیدار معبودش رفت. او همچنان در دل‌های مردم جای دارد».

اعظم طالقانی هم برای او نوشت: «عزت‌الله سحابی عزت ایران اسلامی بود. غم این فقدان برای من و دیگر فرزندان آیت‌الله طالقانی بسیار سنگین و جانکاه است. ما برادر و معلمی را از دست داده‌ایم که در عینیت بخشی به ارزش‌های ملی و مذهبی پیش قدم و زندگی‌اش سراسر حماسه و قدم زدن در صراط مستقیم الهی بود».

لطف‌الله میثمی هم در رثایش مطرح کرد: «از ویژگی‌های وی می‌توان به این نکته اشاره کرد که همیشه از منافع ملی حمایت می‌کرد. با مهندس سحابی خاطرات بسیاری داشتم و در زندان‌های مازندران، اوین، قزل‌قلعه، شیراز، قصر و… همراه هم بودیم. از دیگر ویژگی‌های این شخصیت می‌توان به این مساله اشاره کرد که ایشان خدا را همیشه حاضر و ناظر بر کار‌هایش می‌دید».

هاشم صباغیان هم درباره او نوشت: «عزت‌الله سحابی از اولین کسانی بود که در سال ۱۳۴۰ به عضویت نهضت آزادی درآمد و اولین قدم‌هایش را برای انقلاب علیه رژیم گذشته برداشت. بر اثر پیشداوری‌ها و کمبود امکانات، مهندس سحابی شناخته‌نشده باقی ماند تا از دنیا رفت. شناساندن روحیات و تجربیات وی به نسل جوان و نسل‌های آینده بسیار مفید خواهد بود».
عزت‌الله سحابی، فعال سیاسی مخالف رژیم شاه و از نیروهای ملی-مذهبی که مدتی ریاست سازمان برنامه و بودجه را در دولت مهدی بازرگان در دست داشت، در کتاب خاطرات* خود نوشته که بسیاری از برنامه‌های محمدرضا شاه، از نظر اصولی به نفع ایران بوده اما اغلب مخالفان، از جمله خودش، این را متوجه نمی‌شدند.
سحابی می‌نویسد: «بسیاری از کارشناسان صدیق اذعان می‌کنند که تعدادی از برنامه‌های شاه از نظر اصولی به نفع ایران بود. مثلاً وقتی که قرارداد ۱۹۷۵ میان شاه و صدام حسین بسته شد، دو دولت امضاء کردند، در دو مجلس نیز تصویب شد و به سازمان ملل رفت و بسیار در آن محکم‌کاری شد. این قرارداد خیلی به نفع ایران بود و خطی را به عنوان خط مرز تعیین کردند که قسمت پرعمق اروندرود بود. شرق این خط به ایران تعلق گرفت ولی ما این را متوجه نمی‌شدیم».
سحابی درباره خریدها و ساخت‌وسازهای نظامی رژیم سابق ایران نیز با ذکر مثال پایگاه‌های هوایی وحدتی و شاهرخی، نوشته است: «از دهه ۴۰ رژیم شاه در غرب کشور شروع به ایجاد استحکاماتی نمود. پایگاه وحدتی و پایگاه شاهرخی که در حقیقت شهری زیرزمینی است و فرودگاه آن نیز زیر زمین است. من خود در زمان جنگ پایگاه وحدتی دزفول را دیدم. هواپیماهای جت اف-۱۴ از زیر زمین با سرعت تمام بیرون می‌آمد و به هوا می‌رفت یا از بالا می‌آمد،‌ چتری پشت آن باز می‌شد و یک‌راست به زیر زمین می‌رفت؛ تشکیلات عظیمی بود».

مهندس سحابی افزوده است:‌ «در آن روزها یعنی حاکمیت مطلقه شاه، بیشتر دوستان و حتی خود من می‌گفتیم شاه خیانت می‌کند و می‌خواهد جنگ اصلی ما را که باید اسرائیل باشد، به جنگ با اعراب بدل کند! باری انقلاب شد و عراق به ایران حمله کرد، آن روز دانستیم که در اساسنامه حزب بعث «وحدت سرزمین‌های عربی زبان» یک اصل شمرده شده است. سرزمین‌های عربی زبان منظور همین استان‌های عربی زبان بود که در ایران است. یعنی ایلام، گیلان‌غرب و خوزستان. پس عراق به طور ذاتی به ایران نظر داشت و می‌خواست قسمتی از ایران را ضمیمه خاک خود نماید. شاه این را فهمیده بود و در غرب استحکامات می‌ساخت اما ما به او ناسزا می‌گفتیم».
عزت الله سحابی مسأله منابع طبیعی را مثال آورده و نوشته است: «منصور روحانی وزیر کشاورزی وقت، یک زمان اعلام کرد که باید هشت میلیون رأس دام، از مراتع کشور خارج شود والا مرتع از بین می‌رود. خود شاه نیز در سخنرانی خود گفت حیوان شریری به نام بز وجود دارد که ریشه‌های گیاهان را می‌کند. این حیوان باید از بین برود. من در زندان این مطالب را در روزنامه خوانده بودم و پیش خود تحلیل می‌کردم که شاه با این کار می‌خواهد روستاییان را وابسته نماید».
او افزوده: «روستاییان از بز، پشم و شیر به دست می‌آورند و از همه چیز و حتی شاخ و گوشت آن استفاده می‌کنند. این حیوان اساس زندگی روستاییان است و آنان با همین حیوانات و زندگی ساده‌شان از دولت مستقل‌اند. و ما فکر می‌کردیم شاه می‌خواهد به این دسیسه روستاییان را به دولت وابسته کند».
سحابی در ادامه می‌نویسد: «در حالی که پس از انقلاب هنگامی‌ که به عنوان نماینده مردم به مجلس راه یافتیم، در کمیسیون برنامه و بودجه مسوولین وزارت کشاورزی پس از انقلاب به کمیسیون می‌آمدند، برخی از آنان مسوولان سازمان جنگل‌ها بودند و می‌گفتند باید سی میلیون رأس دام از مراتع خارج شود، تا کنون مراتع از بین رفته است و برای احیای باقی‌مانده آن این کار باید انجام بشود، و ما دانستیم که واقعاً در کنار گود بودن و شعارهای بزرگ دادن با مسوولیت اجرایی داشتن تفاوت دارد».
—————-
* جلد دوم خاطرات مهندس سحابی (سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۹) به نام «نیم قرن خاطره و تجربه» که در ایران اجازه چاپ نیافته، از سوی نشر خاوران پاریس منتشر شده و در کتاب‌فروشی‌های خارج از کشور در دسترس است. متن بالا از صفحات ۲۶ و ۲۷ کتاب مذکور نقل قول شده‌ است.
مروری بر کتاب‌ها و آثار عزت الله سحابی
کتاب نیم‌قرن خاطره و تجربه
کتاب نیم‌قرن خاطره و تجربه خودزندگی‌نامه‌ای دوجلدی از عزت‌الله سحابی است. این کتاب به دو بخش پیش از انقلاب و پس از آن تقسیم می‌شود. سحابی در جلد اول این کتاب تولد و دوران کودکی و اوایل زندگی‌اش را تا سال ۱۳۵۷ روایت کرده و در جلد دوم این کتاب به شرح خاطراتش بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ تا سال ۱۳۷۹ پرداخته است. او در این کتاب دو جلدی ضمن مرور دوران کودکی و جوانی و شرایط زندگی‌اش، به چگونگی به قدرت‌رسیدن و افول رضا خان و به سلطنت رسیدن پسرش، محمدرضا شاه نیز پرداخته است. جلد اول این کتاب در سال ۱۳۸۸ از سوی نشر فرهنگ صبا منتشر شده و نشر خاوران نیز جلد دوم آن را در پاریس و در سال ۱۳۹۲ به چاپ رسانده است. نسخه‌ی الکترونیکی کتاب حاضر در سایت طاقچه برای علاقه‌مندان به خواندن کتاب‌های الکترونیکی در دسترس می‌باشد.

کتاب ناگفته‌های انقلاب و مباحث بنیادی ملی
ناگفته‌های انقلاب و مباحث بنیادی ملی کتاب دیگری از سحابی است که در سال ۱۳۸۳ از نشر گام نو منتشر شد. سحابی در این کتاب تعدادی از مقالات خود را گردآوری کرده است که در مجله‌ی ایران فردا و طی سال‌های ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۹ به چاپ رسیده بودند. این کتاب در سه فصل با عناوین تحلیل سیاسی اجتماعی، تاریخ انقلاب و تلاش سیا‌سی تدوین شده است.

کتاب ایران، آزادی و دموکراسی
کتاب ایران، آزادی و دموکراسی سحابی در سال ۱۴۰۱ منتشر شد و نشر کتاب پارسه این کتاب را روانه‌ی بازار کرد. این کتاب گزیده‌ای از مقالات، گفتگوها و سخنرانی‌‌های عزت‌الله سحابی است. کتاب پیش‌رو بازتاب نگرش روشنفکرانه سحابی به مسائل و بحران‌های ایران معاصر است و وی در این اثر راهکارهایی برای مقابله با این چالش‌ها ارائه داده است.

کتاب تاریخ یک انقلاب
کتاب تاریخ یک انقلاب که شامل گزیده‌ای از مقالات، سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های عزت‌الله سحابی است، یکی دیگر از آثار برجسته‌ی او به شمار می‌رود. همان‌طور که از نامش پیداست، این کتاب به بررسی رویدادهای تاریخ معاصر ایران و انقلاب اسلامی می‌پردازد. سحابی در این مجموعه با تحلیل‌های عمیق خود، این تحولات را روایت کرده و دیدگاه‌هایش را درباره‌ی آن‌ها ارائه داده است. او همچنین به بیان دیدگاه‌های خود درباره‌ی بخشی از تاریخ اسلام و واقعه‌ی عاشورا پرداخته است. این کتاب به همت نشر کتاب پارسه در سال ۱۳۹۹ منتشر شده است.

کتاب دغدغه‌های فردای ایران
کتاب دغدغه‌های فردای ایران را عزت‌الله سحابی در سال ۱۳۷۹ و با همکاری نشر قلم منتشر کرد. این کتاب هم شامل مجموعه‌ای از سرمقاله‌های سحابی است که در مجله‌ی ایران فردا منتشر شده بودند و در این کتاب، در هفتاد عنوان گردآوری و تدوین شده‌اند. این مجموعه مقالات، حوادث بین سال‌های ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۹ را در برمی‌گیرند.
وی فعال ملّی مذهبی، رهبر شورای فعالان ملّی مذهبی ایران، عضو شورای انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷، عضو شورای ملی صلح، رئیس ستاد بسیج اقتصادی کشور، عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی، نمایندهٔ مردم تهران در اولین مجلس خبرگان قانون اساسی، رئیس سازمان صنایع ملی ایران و نمایندهٔ تهران در دوره اول مجلس شورای اسلامی، رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو مکتب متاع بود. وی فرزند یدالله سحابی از بنیانگذاران نهضت آزادی ایران و پدر هاله سحابی از فعالان حقوق زنان و زندانی سیاسی بود. عزت‌الله سحابی با زری سحابی (زرین دخت عطایی) ازدواج کرد و دارای ۲ فرزند بود. دایی همسر سحابی، مهدی بازرگان بود. او یکی از زندانیان سیاسی سرشناس ایران بود که بیش از ۱۲ سال از عمر خود را در زندان‌های حکومت پهلوی و ۳ سال را در جمهوری اسلامی سپری کرد و در سال ۱۳۸۸ نیز به دلیل حمایت از جنبش سبز تحت بازجویی قرار گرفت. او مدیر مسئول نشریه ایران فردا بود که پس از دستگیری توسط دادگاه انقلاب و توقیف نشریهٔ ایران فردا به عضویت افتخاری انجمن قلم آمریکا درآمد. سحابی در دوران فعالیت سیاسی خود که به ۶ دهه می‌رسد ده‌ها مقاله و کتاب از جمله کتاب «ناگفته‌های انقلاب و مباحث بنیادی ملی» را منتشر ساخت. در سال ۱۳۸۸ جلد اول کتاب خاطرات وی با عنوان «نیم قرن خاطره و تجربه» نیز منشتر گردید که خاطرات فعالیت سیاسی وی را تا سال انقلاب در بر می‌گیرد این کتاب توسط نشر فرهنگ صبا منتشر شد. جلد دوم خاطرات عزت‌الله سحابی در سال ۱۳۹۲ توسط انتشارات خاوران در خارج از ایران (فرانسه – پاریس) به نشر رسید
📘 سه کتاب
✍🏻 عزت‌الله سحابی | 📚 انتشارات: صمدیه | 📄 ۱۷۰ ص

موضوع و ژانر کتاب
فقه، تاریخ و فلسفهٔ اسلام؛ پژوهش در مفهوم «کتاب» در قرآن، طبیعت و تاریخ

معرفی کتاب
در «سه کتاب»، عزت‌الله سحابی به پرسش بنیادین «واژهٔ کتاب چرا و چگونه دربارهٔ قرآن، جهان محسوس و نامحصور طبیعت و دفترِ ثبتِ کردار انسان به‌کار رفته؟» پاسخ می‌دهد. او با استناد به ۲۵۲ آیهٔ قرآن که در آن‌ها «کتاب» به‌معانی مختلف آمده، سه معنای اصلی—کتاب آسمانی، کتاب جهان (طبیعت) و کتاب تاریخ (کارنامهٔ انسان)—را معرفی و تفکیک می‌کند. سپس نشان می‌دهد که این هر سه «ایزومرف» (پدیده‌هایی با ظهورات گوناگون اما خاستگاه واحد) هستند و همگی «کتاب مبین» خالقند. سحابی در پایان راهکار «تفسیر کتاب با کتاب» را برای فهم متقابل قرآن، طبیعت و تاریخ عرضه می‌کند تا پژوهش دینی از انحصار منابع سنتی بگسلد و از علوم مثبت و انسانی نیز بهره گیرد.
کلیات

عزت‌الله سحابی متولد ۱۹ اردیبهشت ۱۳۰۹ در تهران بود که در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۹۰، درگذشت. او سیاستمدار، روزنامه‌نگار، اقتصاددان، فعال ملّی مذهبی، رهبر شورای فعالان ملّی مذهبی ایران، عضو شورای انقلاب، عضو شورای ملی صلح، رئیس ستاد بسیج اقتصادی کشور، عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی، نمایندهٔ مردم تهران در اولین مجلس خبرگان قانون اساسی، رئیس سازمان صنایع ملی ایران و نمایندهٔ تهران در دوره اول مجلس شورای اسلامی، رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو مکتب متاع بود.

وی فرزند یدالله سحابی از بنیانگذاران نهضت آزادی ایران و پدر هاله سحابی از فعالان حقوق زنان و زندانی سیاسی بود. عزت‌الله سحابی با زری سحابی (زرین دخت عطایی) ازدواج کرد و دارای ۲ فرزند بود. دایی همسر سحابی، مهدی بازرگان بود. او یکی از زندانیان سیاسی سرشناس ایران بود که بیش از ۱۲ سال از عمر خود را در زندان‌های حکومت پهلوی و ۳ سال را در جمهوری اسلامی سپری کرد.

نشریه ایران فردا

او مدیر مسئول نشریه ایران فردا بود که پس از دستگیری توسط دادگاه انقلاب و توقیف نشریهٔ ایران فردا به عضویت افتخاری انجمن قلم آمریکا درآمد.
用户想让我为Ezatollah Sahabi写一篇介绍文章,格式要和我之前为Abbas Maroufi写的那篇一样。我需要按照那个结构来组织内容。为了全面获取信息,我需要同时进行多项搜索,涵盖他的生平、政治活动、著作、家庭等方面。

Found 40 web pages
为了全面获取信息,我需要同时打开维基百科、英国《卫报》的讣告、以及关于他生平、政治活动、书籍和家庭的相关页面。

Read 7 pages
عزت‌الله سحابی – ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
Ezzatollah Sahabi obituary
نگران ایرانم»؛ گزارشی از زندگی سیاسی عزت الله سحابی
مهندس عزت‌الله سحابی درگذشت تاریخ:1390/3/10 شماره:2208
عزت‌الله سحابی – ویکی امام خمینی
View All
这些资料提供了丰富的信息。我需要按照之前的结构来组织文章。现在我开始撰写文章。

مقاله جامع معرفی عزت‌الله سحابی برای سایت بساط کتاب
عنوان مقاله
عزت‌الله سحابی؛ شصت سال مبارزه برای آزادی، عدالت و استقلال ایران

تیزر یا چکیده
عزت‌الله سحابی (Ezzatollah Sahabi) یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های جریان ملی-مذهبی در تاریخ معاصر ایران بود؛ سیاستمداری که بیش از شصت سال از عمر خود را در مسیر مبارزه برای آزادی، عدالت و استقلال کشورش سپری کرد و در این راه، زندان‌های هر دو حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی را تجربه نمود. او که فرزند یدالله سحابی از بنیانگذاران نهضت آزادی و دایی‌زاده مهدی بازرگان بود، در جایگاه‌هایی چون نمایندگی مجلس خبرگان قانون اساسی، نمایندگی دوره اول مجلس شورای اسلامی و ریاست سازمان برنامه و بودجه، نقشی کلیدی در تاریخ معاصر ایران ایفا کرد. در این مقاله، زندگی، اندیشه‌ها، آثار و میراث ماندگار این سیاستمدار و روشنفکر برجسته را بررسی می‌کنیم.

اطلاعات پایه
مشخصه توضیحات
نام کامل به فارسی عزت‌الله سحابی
نام کامل به انگلیسی Ezzatollah Sahabi
تاریخ و محل تولد ۱۹ اردیبهشت ۱۳۰۹ (۹ مه ۱۹۳۰) – تهران، ایران
تاریخ و محل درگذشت ۱۰ خرداد ۱۳۹۰ (۳۱ مه ۲۰۱۱) – تهران، ایران
ملیت ایرانی
تحصیلات مهندسی مکانیک از دانشکده فنی دانشگاه تهران
حزب/جریان سیاسی نهضت آزادی ایران (عضو اولیه)، شورای فعالان ملی-مذهبی (رهبر)
سبک فکری ملی-مذهبی، اصلاح‌طلب، طرفدار دموکراسی و حکومت قانون
مناصب مهم • عضو شورای انقلاب
• نماینده تهران در مجلس خبرگان قانون اساسی
• نماینده تهران در دوره اول مجلس شورای اسلامی (۱۳۵۹-۱۳۶۳)
• رئیس سازمان برنامه و بودجه در دولت مهدی بازرگان
• رئیس سازمان صنایع ملی ایران
• رئیس ستاد بسیج اقتصادی کشور
• عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس
• مدیرمسئول مجله ایران فردا
جوایز و افتخارات • عضویت افتخاری انجمن قلم آمریکا
بیوگرافی جامع
ریشه‌های خانوادگی و کودکی
عزت‌الله سحابی در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۰۹ در تهران به دنیا آمد. او فرزند دکتر یدالله سحابی، از بنیانگذاران نهضت آزادی ایران، و معصومه اسدی بود. خانواده سحابی یکی از تأثیرگذارترین خاندان‌های سیاسی و روشنفکری ایران معاصر است؛ پدربزرگ‌اش از بنیانگذاران نهضت آزادی و دایی همسرش (زری سحابی)، مهدی بازرگان، نخست‌وزیر دولت موقت پس از انقلاب بود.

عزت‌الله به دلیل فعالیت‌های سیاسی پدرش، از کودکی با فضای سیاست و مبارزه آشنا شد. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مدارس تهران به پایان رساند و در سال ۱۳۲۷ در رشته مهندسی مکانیک دانشکده فنی دانشگاه تهران پذیرفته شد.

آغاز مبارزات سیاسی؛ نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد
سحابی مبارزات سیاسی خود را در سال‌های دهه ۲۰ و در دوره دانشجویی و هم‌زمان با نهضت ملی شدن صنعت نفت آغاز کرد. او در سال‌های ۱۳۲۷ و ۱۳۲۸ به عنوان سردبیر مجله «فروغ علم» و در سال‌های ۱۳۳۱ و ۱۳۳۲ به عنوان سردبیر مجله «گنج شایگان» فعالیت می‌کرد.

با وقوع کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، سحابی که ۲۳ سال داشت، به کمیته دانشگاه «نهضت مقاومت ملی» پیوست و مسئولیت توزیع نشریات نهضت، از جمله اعلامیه‌ها و روزنامه «راه مصدق» را بر عهده گرفت. او در تیرماه ۱۳۳۳، پس از توقیف چاپخانه روزنامه «راه مصدق»، دستگیر شد و در بازجویی‌ها، مسئولیت تهیه، تنظیم، انتشار و توزیع روزنامه را به تنهایی بر عهده گرفت. پس از آزادی از زندان، بار دیگر فعالیت‌های خود را در نهضت مقاومت ملی و در کمیته انتشارات و تبلیغات آن – به ریاست مهدی بازرگان – پی گرفت.

نهضت آزادی و زندان‌های دهه ۴۰
در سال ۱۳۴۰، با تأسیس نهضت آزادی ایران توسط یدالله سحابی، مهدی بازرگان و سید محمود طالقانی، عزت‌الله سحابی بلافاصله به این جمع پیوست. او در کنار پدرش، فعالیت سیاسی را جدی‌تر از گذشته پیگیری کرد.

در سال ۱۳۴۲، نهضت آزادی با انتشار اعلامیه‌ای در اعتراض به انقلاب سفید شاه، با واکنش تند حکومت مواجه شد و سران و فعالان نهضت دستگیر شدند. عزت‌الله سحابی نیز همراه با دیگر اعضای نهضت محاکمه شد و به شش سال زندان محکوم گردید. او دو سال بعد به دلیل شرکت در اعتصاب غذا در زندان، تبعید و به زندان برازجان منتقل شد. سرانجام در اردیبهشت ۱۳۴۶ پس از گذراندن دوران حبس، آزاد شد.

در این دوره، سحابی از نزدیک با تشکیل سازمان مجاهدین خلق آشنا شد. محمد حنیف‌نژاد و سعید محسن از اعضای شاخه دانشجویی نهضت بودند که تشکیل این سازمان چریکی را به اطلاع بازرگان، طالقانی، یدالله سحابی و عزت‌الله سحابی رساندند. سحابی یکی از اولین افرادی بود که از تشکیل این سازمان مطلع شد و محمد حنیف‌نژاد اصرار زیادی داشت که سحابی ارتباط خود را با سازمان بیشتر کند.

زندان ۱۵ ساله در دوران شاه
در سال ۱۳۵۰، سحابی بار دیگر دستگیر شد و این بار به ۱۵ سال حبس محکوم گردید. او ابتدا به زندان اوین، سپس قزل‌قلعه و بعد به زندان شماره چهار قصر منتقل شد. در آبان‌ماه ۱۳۵۱، ساواک و پلیس شاه برای فاصله انداختن میان مرکزیت و بدنه مجاهدین و زندانیان جدید و قدیم، گروهی از آنها را به زندان عادل‌آباد شیراز تبعید کرد که عزت‌الله سحابی نیز در میان آن‌ها بود. دوران زندان در شیراز حدود شش سال طول کشید – یعنی تا اواخر مهر ۱۳۵۷ که سحابی به تهران بازگردانده شد و با پیروزی انقلاب از زندان آزاد گردید.

انقلاب ۱۳۵۷ و حضور در شورای انقلاب
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سحابی به عنوان یکی از چهره‌های نزدیک به امام خمینی، به عضویت شورای انقلاب درآمد. او در دولت موقت مهدی بازرگان، به عنوان رئیس سازمان برنامه و بودجه منصوب شد. در سال ۱۳۵۸، امام خمینی به پیشنهاد دولت موقت و با تصویب شورای انقلاب، سحابی را به عنوان وزیر مشاور و سرپرست سازمان برنامه و بودجه منصوب کرد.

سحابی همچنین به عنوان نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان قانون اساسی انتخاب شد و در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی نقش ایفا کرد. او همچنین به عنوان نماینده تهران در دوره اول مجلس شورای اسلامی (۱۳۵۹-۱۳۶۳) حضور یافت و در کمیسیون صنایع و معادن مجلس فعالیت کرد.

در سال ۱۳۵۹، سحابی مسئولیت تأسیس بسیج اقتصادی، ریاست کمیسیون برنامه مجلس، و عضویت در هیئت پنج‌نفره قانون حفاظت از صنایع را بر عهده گرفت.

مخالفت با اصل ولایت فقیه
یکی از مهم‌ترین مواضع سیاسی سحابی، مخالفت با گنجانده شدن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی بود. در مجلس خبرگان قانون اساسی، سحابی در میان مخالفان غیرروحانی – به اتفاق ابوالحسن بنی‌صدر و علی گلزاده غفوری – به این اصل رأی منفی داد. او همچنین در بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ که «ولایت مطلقه فقیه» به قانون اساسی افزوده شد، نیز به این اصل رأی منفی داد.

سحابی معتقد بود که پیش‌نویس قانون اساسی باید بر اساس دیدگاه رهبران مذهبی مشروطه – که بر مشروعیت آرای اکثریت و حکومت در عصر غیبت تأکید داشتند – تنظیم شود و نظارت بیرونی را جایگزین نظارت درونی (عصمت) کند. او اساس ولایت فقیه را مربوط به مقام استنباط حکم می‌دانست، نه مقام اجرا.

استعفا از دولت و جدایی از نهضت آزادی
در ۵ نوامبر ۱۹۷۹ (۱۴ آبان ۱۳۵۸)، یک روز پس از تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام، سحابی از دولت استعفا داد. او که از رفتارهای خشن regime جدید به شدت ناراضی بود، به یکی از منتقدان جدی حکومت تبدیل شد.

پس از استعفای دولت موقت، سحابی با سران نهضت آزادی دچار اختلاف شد و به همراه ۱۲ تن دیگر از جمله محمد بسته‌نگار، محمدعلی رجایی و محمدمهدی جعفری، از نهضت آزادی جدا شد. او بعدها شورای فعالان ملی-مذهبی را تشکیل داد و تا پایان عمر، رهبری این جریان را بر عهده داشت.

نامه ۹۰ امضایی و زندان در سال ۱۳۶۹
در سال ۱۳۶۹، سحابی همراه با جمعی از فعالان سیاسی، نامه‌ای خطاب به علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی (رئیس مجلس وقت) تهیه و منتشر کرد که به نامه ۹۰ امضایی مشهور شد. در این نامه، امضاکنندگان به وضعیت اسفبار اقتصادی کشور، فقر و اختلاف طبقاتی فاحش، و انزوای کامل ایران در عرصه بین‌الملل اعتراض کردند.

برخی از امضاکنندگان، امضای خود را پس گرفتند، اما ۲۳ نفر از جمله سحابی، ابراهیم یزدی و ابوالفضل بازرگان دستگیر شدند. سحابی در این باره گفته است: «ما به آقای هاشمی نامه اعتراضی نوشتیم… در رابطه با این نامه، ۲۳ نفر را بازداشت کردند که یکی از آن‌ها من بودم… بعد از دستگیری‌ها، در کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، چند تن از نمایندگانی که مرا می‌شناختند، به آقای هاشمی اعتراض کردند که چرا عزت‌الله سحابی را گرفتی؟ آقای هاشمی پاسخ داده بود: رویش زیاد شده بود، می‌خواستیم رویش را کم کنیم.»

سحابی در این دوره تحت بازجویی‌های سنگین برای «اعتراف کردن» علیه خود و همفکرانش قرار گرفت و اعترافات تلویزیونی او در سال ۱۳۷۵ پخش شد.

مجله ایران فردا و کنفرانس برلین
سحابی در سال ۱۳۷۰ مجله ایران فردا را منتشر کرد. این نشریه که به مدیرمسئولی او و سردبیری رضا علیجانی منتشر می‌شد، به روزگار خود از حرفه‌ای‌ترین و بانفوذترین نشریات ایران بود و به تریبونی قدرتمند برای جریان روشنفکری دینی و ملی-مذهبی تبدیل شد.

در آوریل ۲۰۰۰، سحابی پس از شرکت در کنفرانس برلین – که در آن درباره اصلاحات در ایران بحث شد – دستگیر شد. در دسامبر همان سال، او مجدداً بازداشت و به اتهام «اهانت به رهبری» و «تبلیغ علیه نظام» محاکمه شد.

حمله به کوی دانشگاه و زندان در سال ۱۳۷۹
پس از حمله به کوی دانشگاه تهران در ۱۸ تیر ۱۳۷۹، سحابی به دعوت دفتر تحکیم وحدت به کوی دانشگاه رفت و در آنجا سخنرانی کرد. او در این سخنرانی، حادثه کوی دانشگاه را در قیاس با حادثه ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲ بسیار تهاجمی‌تر و بی‌رحمانه‌تر دانست و به دانشجویان توصیه کرد که به خیابان‌ها نیایند و تحصن خود را در دانشگاه ادامه دهند.

در اواخر آذر ۱۳۷۹، سحابی به جرم شرکت در کنفرانس برلین و سخنرانی در کوی دانشگاه دستگیر شد. او درباره این دوران می‌گوید: «من به مدت شش ماه در زندان انفرادی بودم، آن هم به صورت چشم‌بسته و اصلاً نمی‌دانستم کجا هستم. من خیلی به زندان افتاده‌ام، اما بازجویی که آن بار شد، حتی قبل از انقلاب و بعد از آن هم از من این‌گونه بازجویی نشده بود.»

او در ادامه توضیح می‌دهد که در این دوره با شکنجه سفید مواجه شده است: «شکنجه سپید شکنجه‌ای است که زندانی را نمی‌زنند، بلکه با تلقین مداوم و توهین به همراه تهمت‌های خیلی سنگین، روحیه زندانی را می‌شکنند تا بتوانند شخصیت او را عوض کنند… ۱۸ ساعت مداوم از من بازجویی می‌شد و روز بعد این روند به همین صورت ادامه داشت.»

سحابی در نهایت به ۱۱ سال زندان محکوم شد و بعد از سپری کردن نزدیک به ۲ سال حبس، با وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی از زندان خارج شد. او این دوره از زندان را سخت‌ترین دوره از ۱۵ سال زندان‌های خود دانسته است.

سال‌های پایانی و حمایت از جنبش سبز
سحابی در سال‌های پایانی عمر، از حامیان جنبش سبز و معترضان به نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸ بود. در سال ۱۳۸۹، در سن ۸۰ سالگی و تنها چند ماه قبل از پایان عمرش، به اتهام «تبلیغ علیه نظام از طریق حضور مکرر در تجمعات غیرقانونی و اخلال در نظم عمومی» به دو سال حبس محکوم شد.

در فروردین‌ماه ۱۳۸۹، سحابی در نامه‌ای سرگشاده، ضمن انتقاد شدید از نحوه رفتار با زندانیان زن و مرد در دوره بعد از انتخابات، از خدا خواست که یا اوضاع کشور را دگرگون کند یا مرگ او را برساند.

درگذشت
عزت‌الله سحابی در بامداد روز سه‌شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۰ در بیمارستان مدرس تهران و پس از ۶۰ سال فعالیت سیاسی، در سن ۸۱ سالگی درگذشت. او در آخرین لحظات هوشیاری گفته بود: «زندگی مردم سخت شده است. خدا می‌داند که من چقدر برای ایران نگرانم! من دارم می‌میرم و کاری برای ایران نکردم.»

مراسم تشییع وی در روز ۱۱ خرداد با حضور فعالان سیاسی نظیر احمد منتظری، عبدالله نوری، حبیب‌الله پیمان، هاشم صباغیان و سید محمود دعایی در لواسان برگزار شد. در این مراسم، نیروهای امنیتی حضور پیدا کردند و فضای امنیتی سنگینی بر مراسم حاکم بود.

تحلیل اندیشه‌ها و ویژگی‌های فکری
تم‌های اصلی تفکر سحابی
پیوند ملی‌گرایی و دینداری: سحابی همواره می‌کوشید پیوندی میان ملی‌گرایی و دینداری ایجاد کند. او معتقد بود که «دین را از سیاست جدا نمی‌دانیم و خدمت به خلق و اداره امور ملت را عبادت می‌شماریم».

وفاداری به قانون اساسی و اصل جمهوری اسلامی: با وجود انتقادات شدید از عملکرد حکومت، سحابی همواره بر وفاداری خود به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تأکید داشت.

مخالفت با براندازی: سحابی به صراحت اعلام می‌کرد که برانداز نظام نیست. او می‌گفت: «نه به دلیل اینکه در نظام هیچ اشکالی نمی‌بینم بلکه به این خاطر که اندک فتوری در اقتدار حکومتی ایران باعث آشوب و بلوا از اطراف و اکناف می‌شود… فروپاشی یا تضعیف حکومت مرکزی مساوی است با فروپاشی ایران.»

مخالفت با خشونت: سحابی در بیانیه‌ای خطاب به ایرانیان خارج از کشور، از سوق یافتن حرکت مدنی و مسالمت‌آمیز معترضان ایرانی به سوی خشونت ابراز نگرانی کرد و شبیه‌سازی شرایط ایران با سال ۱۳۵۷ را رد کرد و گفت: «انقلاب در ایران فعلی، نه شدنی است و نه درست.»

تحلیل واقع‌بینانه از تاریخ
سحابی در کتاب خاطرات خود (جلد دوم) به تحلیل واقع‌بینانه‌ای از برنامه‌های محمدرضا شاه پرداخته است. او نوشته است که «بسیاری از برنامه‌های شاه، از نظر اصولی به نفع ایران بوده اما اغلب مخالفان، از جمله خودش، این را متوجه نمی‌شدند». او به قرارداد ۱۹۷۵ با عراق اشاره کرده که به نفع ایران بود، اما مخالفان آن را درک نکرده بودند.

سحابی همچنین درباره ساخت‌وسازهای نظامی رژیم سابق و پایگاه‌های هوایی وحدتی و شاهرخی نوشته است: «من خود در زمان جنگ پایگاه وحدتی دزفول را دیدم. هواپیماهای جت اف-۱۴ از زیر زمین با سرعت تمام بیرون می‌آمد و به هوا می‌رفت… تشکیلات عظیمی بود.» او افزوده است که شاه این را فهمیده بود که عراق به طور ذاتی به ایران نظر دارد و می‌خواست قسمتی از ایران را ضمیمه خاک خود نماید، اما مخالفان به او ناسزا می‌گفتند.

این رویکرد واقع‌بینانه و فارغ از شعارزدگی، یکی از ویژگی‌های برجسته تفکر سحابی بود. او در ادامه می‌نویسد: «پس از انقلاب هنگامی که به عنوان نماینده مردم به مجلس راه یافتیم، در کمیسیون برنامه و بودجه مسئولین وزارت کشاورزی پس از انقلاب به کمیسیون می‌آمدند و می‌گفتند باید سی میلیون رأس دام از مراتع خارج شود… و ما دانستیم که واقعاً در کنار گود بودن و شعارهای بزرگ دادن با مسئولیت اجرایی داشتن تفاوت دارد.»

جایگاه در جریان ملی-مذهبی
سحابی به عنوان یکی از رهبران اصلی جریان ملی-مذهبی، نقشی کلیدی در تعریف و تداوم این جریان فکری ایفا کرد. او معتقد به دموکراسی، حکومت قانون و حقوق بشر بود و هم‌زمان بر هویت اسلامی و ایرانی تأکید داشت. این ترکیب، او را به یکی از چهره‌های ممتاز روشنفکری دینی در ایران تبدیل کرد.

نقدها و تمجیدها
تمجیدهای مهم
مهدی بازرگان (نخست‌وزیر دولت موقت): «او با شرف و افتخار زندگی کرد و با عزت و سربلندی به دیدار معبودش رفت. او همچنان در دل‌های مردم جای دارد.»

اعظم طالقانی (فرزند آیت‌الله طالقانی): «عزت‌الله سحابی عزت ایران اسلامی بود. غم این فقدان برای من و دیگر فرزندان آیت‌الله طالقانی بسیار سنگین و جانکاه است. ما برادر و معلمی را از دست داده‌ایم که در عینیت بخشی به ارزش‌های ملی و مذهبی پیش‌قدم و زندگی‌اش سراسر حماسه و قدم زدن در صراط مستقیم الهی بود.»

لطف‌الله میثمی (فعال سیاسی): «از ویژگی‌های وی می‌توان به این نکته اشاره کرد که همیشه از منافع ملی حمایت می‌کرد… از دیگر ویژگی‌های این شخصیت می‌توان به این مساله اشاره کرد که ایشان خدا را همیشه حاضر و ناظر بر کارهایش می‌دید.»

هاشم صباغیان (فعال سیاسی): «عزت‌الله سحابی از اولین کسانی بود که در سال ۱۳۴۰ به عضویت نهضت آزادی درآمد… شناساندن روحیات و تجربیات وی به نسل جوان و نسل‌های آینده بسیار مفید خواهد بود.»

شیرین عبادی (برنده جایزه نوبل صلح): «درگذشت سحابی، ضایعه‌ای برای کسانی است که به فردای ایران می‌اندیشند.»

محمد خاتمی (رئیس‌جمهور پیشین ایران): در پیامی درگذشت سحابی را تسلیت گفت.

احمد منتظری (فرزند آیت‌الله منتظری): «حسرت و اندوه برای کسانی است که به آن عزیز ظلم کرده و او را از آزادی، که حق طبیعی هر انسانی است، محروم کردند و شکنجه‌اش نمودند. آنان اگر از اعمالشان توبه نکرده و رضایتش را تحصیل نکرده باشند، در دنیا و آخرت باید پاسخگو باشند.»

شورای هماهنگی راه سبز امید: سحابی را نماد شصت سال مبارزه و تلاش بی‌وقفه برای آزادی، دموکراسی، عدالت و پیشرفت ایران دانست و همه را به پیروی از شیوه سیاست‌ورزی اخلاقی او دعوت کرد.

منابع بین‌المللی: گاردین او را «یک مبارز خستگی‌ناپذیر برای دموکراسی در ایران» توصیف کرده است.

نقدهای جدی
زندان و شکنجه: سحابی در طول زندگی خود بارها توسط نهادهای امنیتی حکومت‌های پهلوی و جمهوری اسلامی بازداشت، زندانی و شکنجه شد. او بیش از ۱۲ سال از عمر خود را در زندان‌های حکومت پهلوی و ۳ سال را در جمهوری اسلامی سپری کرد.

سانسور و توقیف نشریه: مجله ایران فردا در سال ۱۳۷۹ توقیف شد و سحابی به دلیل فعالیت‌های مطبوعاتی‌اش تحت تعقیب قرار گرفت.

اعترافات تلویزیونی: اعترافات سحابی در سال ۱۳۷۵ که پس از ماه‌ها شکنجه و زندان انفرادی اخذ شده بود، در برنامه‌ای به نام «برنامه هویت» از تلویزیون پخش شد که در آن به جرم جاسوسی علیه خود و یارانش اعتراف گردید.

اتهام به براندازی: سحابی بارها به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «براندازی» محاکمه و زندانی شد، هرچند او همواره بر وفاداری خود به قانون اساسی و مخالفت با براندازی تأکید داشت.

تغییر نگاه منتقدان در طول زمان
سحابی در ابتدا یکی از چهره‌های نزدیک به امام خمینی و انقلاب بود و به عضویت شورای انقلاب درآمد. اما با گذشت زمان و مشاهده فاصله گرفتن regime از ارزش‌های اولیه انقلاب، به یکی از منتقدان جدی حکومت تبدیل شد. این تغییر موضع، باعث شد او از یک چهره انقلابی به یک چهره مخالف و زندانی سیاسی تبدیل گردد. با این حال، او هرگز دست به براندازی نزد و همواره بر وفاداری خود به قانون اساسی و اصل جمهوری اسلامی تأکید داشت.

پس از درگذشت او در سال ۱۳۹۰، رسانه‌های داخلی و خارجی به گستردگی به زندگی و اندیشه‌های او پرداختند و او را به عنوان یکی از مهم‌ترین چهره‌های جریان ملی-مذهبی و نماد مبارزه مسالمت‌آمیز برای آزادی معرفی کردند.

میراث و تأثیر
تأثیر بر جریان ملی-مذهبی
عزت‌الله سحابی به عنوان رهبر شورای فعالان ملی-مذهبی، نقشی کلیدی در تداوم و تعریف این جریان فکری ایفا کرد. او با انتشار مجله ایران فردا و گردآوری مقالات و سرمقاله‌های خود، به تبیین اندیشه‌های ملی-مذهبی پرداخت و تریبونی قدرتمند برای این جریان ایجاد کرد.

تأثیر بر مطبوعات و روشنفکری دینی
مجله ایران فردا که به مدیرمسئولی سحابی منتشر می‌شد، به یکی از مهم‌ترین نشریات روشنفکری دینی در دوران پیش از دوم خرداد تبدیل شد. این نشریه منعکس‌کننده آرای چپ اسلامی بود و تریبونی قدرتمند برای این جریان به شمار می‌رفت.

کتاب‌ها و آثار
سحابی در دوران فعالیت سیاسی خود که به ۶ دهه می‌رسد، ده‌ها مقاله و کتاب منتشر ساخت:

«نیم قرن خاطره و تجربه» (جلد اول، ۱۳۸۸): خاطرات سحابی از تولد تا انقلاب ۱۳۵۷. این کتاب توسط نشر فرهنگ صبا منتشر شد.

«نیم قرن خاطره و تجربه» (جلد دوم، ۱۳۹۲): خاطرات سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۹ که در ایران اجازه چاپ نیافت و توسط نشر خاوران در پاریس منتشر شد.

«ناگفته‌های انقلاب و مباحث بنیادی ملی» (۱۳۸۳): مجموعه مقالات سحابی که در مجله ایران فردا و طی سال‌های ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۹ به چاپ رسیده بودند.

«دغدغه‌های فردای ایران» (۱۳۷۹): مجموعه‌ای از سرمقاله‌های سحابی در مجله ایران فردا.

«ایران، آزادی و دموکراسی» (۱۴۰۱): گزیده‌ای از مقالات، گفتگوها و سخنرانی‌های سحابی که بازتاب نگرش روشنفکرانه او به مسائل و بحران‌های ایران معاصر است.

«تاریخ یک انقلاب» (۱۳۹۹): گزیده‌ای از مقالات، سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های سحابی درباره رویدادهای تاریخ معاصر ایران و انقلاب اسلامی.

«سه کتاب»: پژوهشی در مفهوم «کتاب» در قرآن، طبیعت و تاریخ.

مجله ایران فردا: مجموعه سرمقاله‌های سحابی در این مجله در کتابی با عنوان «سرمقاله‌هایی برای ایران فردا» توسط انتشارات قلم منتشر شده که تا سال ۱۳۸۵ به چاپ ششم رسید.

خانواده و میراث انسانی
خانواده سحابی خود بخشی از میراث اوست. دخترش هاله سحابی (۱۵ بهمن ۱۳۳۶ – ۱۱ خرداد ۱۳۹۰)، فعال حقوق زنان، قرآن‌پژوه و عضو انجمن مادران صلح، یک روز پس از تشییع جنازه پدرش در درگیری با نیروهای امنیتی کشته شد. پسرش حامد سحابی نیز در مراسم تشییع جنازه پدرش بازداشت شد.

جایگاه امروز
عزت‌الله سحابی امروزه به عنوان یکی از مهم‌ترین چهره‌های جریان ملی-مذهبی و نماد مبارزه مسالمت‌آمیز برای آزادی و دموکراسی در ایران شناخته می‌شود. او با وجود ۶ دهه مبارزه، زندان و شکنجه، هرگز از اصول خود دست نکشید و همواره بر وفاداری به قانون اساسی و مخالفت با خشونت تأکید داشت. اندیشه‌ها و آثار او همچنان مورد مطالعه و تحلیل پژوهشگران و فعالان سیاسی است.

پیوند به فروش
کتاب‌های موجود در بساط کتاب
برای خرید کتاب‌های عزت‌الله سحابی از سایت «بساط کتاب»، روی لینک‌های زیر کلیک کنید:

📚 نیم قرن خاطره و تجربه (جلد اول) – نشر فرهنگ صبا

📚 ناگفته‌های انقلاب و مباحث بنیادی ملی – نشر گام نو

📚 دغدغه‌های فردای ایران – نشر قلم

📚 سرمقاله‌هایی برای ایران فردا – نشر قلم

📚 ایران، آزادی و دموکراسی – نشر کتاب پارسه

📚 تاریخ یک انقلاب – نشر کتاب پارسه

پیشنهاد کتاب‌های مشابه
اگر از آثار و اندیشه‌های عزت‌الله سحابی لذت بردید، کتاب‌های زیر نیز ممکن است برایتان جذاب باشند:

«آخرت و خدا، هدف بعثت انبیاء» – مهدی بازرگان

«انقلاب ایران در دو حرکت» – مهدی بازرگان

«خاطرات» – ابراهیم یزدی

«مبانی نظری قانون اساسی» – سید محمود طالقانی

«نیم قرن خاطره و تجربه» (جلد دوم) – عزت‌الله سحابی

دسته‌بندی
ژانر: زندگینامه، خاطرات سیاسی، تاریخ معاصر ایران، اندیشه سیاسی

مخاطب: علاقه‌مندان به تاریخ معاصر ایران، دانشجویان علوم سیاسی و تاریخ، پژوهشگران جریان‌های فکری ایران

سطح مطالعه: متوسط تا پیشرفته

جمع‌بندی
عزت‌الله سحابی یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های جریان ملی-مذهبی در تاریخ معاصر ایران بود. او که فرزند یدالله سحابی، از بنیانگذاران نهضت آزادی، و دایی‌زاده مهدی بازرگان بود، از جوانی در مسیر مبارزه برای آزادی، عدالت و استقلال ایران گام نهاد و بیش از ۶۰ سال از عمر خود را در این راه سپری کرد.

سحابی زندان‌های هر دو حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی را تجربه کرد و بیش از ۱۲ سال از عمر خود را در سلول‌های انفرادی گذراند. با وجود شکنجه‌ها و فشارهای فراوان، هرگز از اصول خود دست نکشید و همواره بر وفاداری به قانون اساسی، مخالفت با براندازی و تأکید بر مبارزه مسالمت‌آمیز پای فشرد.

او در جایگاه‌هایی چون نمایندگی مجلس خبرگان قانون اساسی، نمایندگی دوره اول مجلس شورای اسلامی و ریاست سازمان برنامه و بودجه، نقشی کلیدی در تاریخ معاصر ایران ایفا کرد. مجله ایران فردا که به مدیرمسئولی او منتشر می‌شد، به یکی از مهم‌ترین تریبون‌های روشنفکری دینی در ایران تبدیل شد.

سحابی در ۱۰ خرداد ۱۳۹۰ در تهران درگذشت، اما اندیشه‌ها و میراث او – که در قالب کتاب‌ها، مقالات و خاطراتش به جا مانده – همچنان در میان دوستداران آزادی و عدالت در ایران زنده و پویاست. شاید خود او در آخرین لحظات عمرش گفته باشد که «کاری برای ایران نکردم»، اما واقعیت این است که شصت سال مبارزه خستگی‌ناپذیر او، خود بزرگ‌ترین کاری بود که یک انسان می‌توانست برای کشورش انجام دهد.

فهرست منابع
ویکی‌پدیا، «عزت‌الله سحابی»

ویکی‌پدیا، «هاله سحابی»

ویکی‌پدیا، «ایران فردا»

The Guardian, “Ezzatollah Sahabi obituary”

Entekhab.ir, «نگران ایرانم»؛ گزارشی از زندگی سیاسی عزت الله سحابی

Nehzat-e Azadi, «مهندس عزت‌الله سحابی درگذشت»

Taaghche.com, «دانلود و خرید کتاب‌های عزت‌الله سحابی»

Mirfetros.com, «عزت‌الله سحابی: برنامه‌های شاه به نفع ایران بود و ما متوجه نمی‌شدیم»

Goodreads, «عزت‌الله سحابی (Author of نیم قرن خاطره و تجربه)»

مقاله حاضر با بهره‌گیری از منابع معتبر از جمله ویکی‌پدیا، گاردین، انتخاب و منابع تاریخی تهیه شده است. اطلاعات بیوگرافی بر اساس پژوهش‌های آکادمیک و منابع دست اول ارائه شده‌اند.